آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها
نويسندگان دنیای روانشناسان روانشناسی دیروز امروز فردا زندگی خوردن و خوابیدن و خندیدن نیست نه اینها همه ابزار رسیدن به شکوفایی بی پایان است چهار شنبه 5 مهر 1391برچسب:, :: 20:50 :: نويسنده : امین.سهراب زاده
دو شنبه 16 اسفند 1389برچسب:, :: 15:12 :: نويسنده : امین.سهراب زاده
کنکور 90ی ها چطورید !!! بابا چه وضعشه !!! 1سال وقتشو کم میکنن 1 سال چیدمانشو ، ازهرکتابی که حال کنن سوال میارن 1سال 30 تا 30 تا سوال میارن 1سال همه سوالارو 30 تا میکنن . مسخره گرفتید مارو !!! والا با این نوناتون !! به هرحال کنکور 90 هم گذشت چه اونایی که 2 سال خوندن چه اونایی که از پارسال شروع کردن یا اونایی که مثل ما با شروع کار مدارس استارت رو زدن ( البته استادا که ولکونمون نبودن) سخت یا آسون تموم شد . به نظر من قبول شدن این کنکور به خوندن زیاد نیست. 2،3 ماه جنگی بخونی میرسه به بقیه! ولی شانسو نمیدونم چه بلایی باید سرش بیاری!! اگه قبول شدی که 1 برکت ، نشدی هم کارزیاده ( البته برا خانوما، به گفته ی بچه های بالینی 86 ) پولت که زیاد شد بی منت ارشدتم میگیری و ...... دانشگاه آزاد سلامت !!!
شنبه 30 بهمن 1389برچسب:کنکور سال نود هم پروندش بسته شد , :: 23:42 :: نويسنده : امین.سهراب زاده
کار ما نیست شناسایی “راز” گل سرخ ، آسمان را بنشانیم میان دو هجای “هستی ریه را از ابدیت پر و خالی بکنیم.
بار دانش را از دوش پرستو به زمین بگذاریم. پی آواز حقیقت بدویم. جمعه 29 بهمن 1389برچسب:سهراب , :: 1:15 :: نويسنده : امین.سهراب زاده
آسوده مباش که بی نیازی // یک آن دگر پر از نیازی
آنجا که تو فرعون زمانی // در تیر رس باد خزانی قدیم الایام تمایلهای بشری بین مجمع های گوناگون جوامع، از جمله؛ شاعران، فلسفه دان ها، روانشناسان و دیگر قشرها مورد بررسی قرار گرفته است. بطور علمی همواره در شکل گیری واژه ای بنام "میل و انگیزه" در انسان، عوامل مختلفی چون، معیارهای روانشناسی، اجتماعی، روانکاوی و جسمی(ترشح غدد داخلی) موثر می باشند. در واقع اشتیاق و تمایلات در هر انسان، اساس حیات او را بنیان می سازد و بدون آن زندگی معنا ندارد. در مواردی نیز با وجود محدودیت های موجود در هر جامعه و متعاقبا" کنترل حدود تمایلات در هر فرد و عدم ابراز آن، می تواند بازتابی مخرب داشته باشد. در واقع بسته به شرایط موجود، اثرات میل در زندگی می تواند مثبت یا بالعکس به همان میزان منفی نیز باشد. ادامه مطلب ... پنج شنبه 28 بهمن 1389برچسب:, :: 23:35 :: نويسنده : امین.سهراب زاده
زندگیکردن مهارتهایی را میطلبد که اندوختن آنها هیچگاه پایانی ندارد و آموختن آنها تنها با زندگی در دنیای واقعی ممکن است. یکی از این مهارتها توان آرامشیابی است، یعنی قابلیت بازتولید قوای جسمی و روانی که در طول شبانه روز در برخورد با استرسهای مختلف از مقدار کارائی آنها کاسته میشود.
خلاصهای در باره استرس استرس پدیدهای خاص زمان ما نیست. استرس که معناهای مختلفی دارد (تنش, فشار, اضطراب, نگرانی و فشار روحی) در واقع به عکسالعملهایی گفته میشود که موجودات زنده هنگام روبرو شدن با تغییراتی که تعادل درونی آنها را برهم میزنند همیشه از خود نشان میدادند. این عکسالعملها بسیار متفاوت هستند و بروز بیرونی آنها میتواند به شکل ترسیدن و به وحشت افتادن و یا به شکل رفتارهای عصبانیت و خشم ظاهر شود. هنگام استرس قلب تندتند میزند، آدم به نفس تنگه میافتد، عضلات بدن سخت میشوند، انسان احساس گرگرفتگی میکند یا بدنش یخ میکند، رنگ و روی انسان بشدت سرخ میشود و یا بسیار رنگپریده به نظر میرسد، احساس گریه میکند یا بغض گلویش را میگیرد و به گریه میافتد، دستپاچه میشود، احساس جاری شدن ادرار میکند یا مدام باید به توالت برود، دهانش خشک میشود، ممکن است در ناحیه شکم احساس درد بکند، حرکات بدنیاش حالت خشک پیدا میکنند و غیره. همه این تغییرات به خاطر فعال شدن سیستمی در بدن اتفاق میافتد که به آن سیستم استرس میگویند و این سیستم بدنبال ترشح هورمون آدرنالین و نورآدرنالین در خون فعال میشود. اگرچه استرس بعنوان یک سیستم واکنش نسبت به چیزهایی که ارگانیسم را تهدید میکنند، اولین بار در دهه شصت قرن گذشته میلادی توسط فیزیولوپیست کانادایی بنام هانس سلیه مطرح شد ولی حتی انسانها (و کلا جانداران) همیشه این واکنش را نشان میدادند و اساسا هیچ موجود زندهای بدون استرس قادر به ادامه زندگی نبوده و نیست. سیستم استرس در موجودات زنده وظایف ویژهای را بعهده دارد که از مهمترین آنها بالابردن سطح هوشیاری و توجه نسبت به تغییرات است. بدون استرس اساسا هیچ موجودی توان یادگیری ندارد و نمیتواند نسبت به تغییرات پیرامون خود واکنش نشان دهد. مثلا بدون سیستم استرس موجود زنده نمیتواند در مواجه با خطر مکانیسم حمله و یا فرار را بکار بگیرد. پنج شنبه 28 بهمن 1389برچسب:, :: 23:35 :: نويسنده : امین.سهراب زاده
پرسیدم..... ، چطور ، بهتر زندگی کنم ؟ با كمی مكث جواب داد : گذشته ات را بدون هیچ تأسفی بپذیر ، با اعتماد ، زمان حالت را بگذران ، و بدون ترس برای آینده آماده شو . ایمان را نگهدار و ترس را به گوشه ای انداز . شک هایت را باور نکن ، وهیچگاه به باورهایت شک نکن . زندگی شگفت انگیز است ، در صورتیكه بدانی چطور زندگی کنی . پرسیدم ، آخر .... ، و او بدون اینكه متوجه سؤالم شود ، ادامه داد : مهم این نیست که قشنگ باشی ... ، قشنگ این است که مهم باشی ! حتی برای یک نفر . كوچك باش و عاشق ... كه عشق ، خود میداند آئین بزرگ كردنت را .. بگذارعشق خاصیت تو باشد ، نه رابطه خاص تو با کسی . موفقیت پیش رفتن است نه به نقطه ی پایان رسیدن .. داشتم به سخنانش فكر میكردم كه نفسی تازه كرد وادامه داد ... هر روز صبح در آفریقا ، آهویی از خواب بیدار میشود و برای زندگی كردن و امرار معاش در صحرا میچراید ، آهو میداند كه باید از شیر سریعتر بدود ، در غیر اینصورت طعمه شیر خواهد شد ، شیر نیز برای زندگی و امرار معاش در صحرا میگردد ، كه میداند باید از آهو سریعتر بدود ، تا گرسنه نماند .. مهم این نیست كه تو شیر باشی یا آهو ... ، مهم اینست كه با طلوع آفتاب از خواب بر خیزی و برای زندگیت ، با تمام توان و با تمام وجود شروع به دویدن كنی .. به خوبی پرسشم را پاسخ گفته بود ولی میخواستم باز هم ادامه دهد و باز هم به ... ، كه چین از چروك پیشانیش باز كرد و با نگاهی به من اضافه كرد : زلال باش .... ، زلال باش .... ، فرقی نمی كند كه گودال كوچك آبی باشی ، یا دریای بیكران ، زلال كه باشی ، آسمان در تو پیداست دو چيز را هميشه فراموش كن: خوبي كه به كسي مي كني بدي كه كسي به تو مي كند هميشه به ياد داشته باش: در مجلسي وارد شدي زبانت را نگه دار در سفره اي نشستي شكمت را نگه دار در خانه اي وارد شدي چشمانت را نگه دار در نماز ايستادي دلت را نگه دار دنيا دو روز است: يك با تو و يك روز عليه تو روزي كه با توست مغرور مشو و روزي كه عليه توست مايوس نشو. چرا كه هر دو پايان پذيرند. به چشمانت بياموز كه هر كسي ارزش نگاه ندارد به دستانت بياموز كه هر گلي ارزش چيدن ندارد به دلت بياموز كه هر عشقي ارزش پرورش ندارد دو چيز را از هم جدا كن: عشق و هوس چون اولي مقدس است و دومي شيطاني، اولي تو را به پاكي مي برد و دومي به پليدي. در دنيا فقط 3 نفر هستند كه بدون هيچ چشمداشت و منتي و فقط به خاطر خودت خواسته هايت را بر طرف ميكنند، پدر و مادرت و نفر سومي كه خودت پيدايش ميكني، مواظب باش كه از دستش ندهي و بدان كه تو هم براي او نفر سوم خواهي بود. چشم و زبان ، دو سلاح بزرگ در نزد تواند، چگونه از آنها استفاده ميكني؟ مانند تيري زهرآلود يا آفتابي جهانتاب، زندگي گير يا زندگي بخش؟ بدان كه قلبت كوچك است پس نميتواني تقسيمش كني، هرگاه خواستي آنرا ببخشي با تمام وجودت ببخش كه كوچكيش جبران شود. هيچگاه عشق را با محبت، دلسوزي، ترحم و دوست داشتن عشق. پنج شنبه 28 بهمن 1389برچسب:, :: 23:35 :: نويسنده : امین.سهراب زاده
صفحه قبل 1 صفحه بعد ![]() ![]() |